|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 21:43 توسط نعیمه
|
|
||||
|
|
|
|
|
هر لنگه کفشی که فرود می اید مضید حیات است وچون مکرر شود موجب ممات . پس درهر لنگه کفش دو ضربت لازم وبر هر ضربت اخی واجب .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 11:51 توسط مارشال
|
|
||
|
|
|
|
|
لغت سیگار را دست اجل کشندش که موجب خفت است وخریدنش مایه ی ذلت . هرپوکی که فرو میرود مضر حیات است وچون برمی اید مخرب ذات . پس درهر سیار دوضرر موجود است وبر هر ضرر بلایی نازل . از مال و منال که براید کز عهده ی خرجش بدراید بنده همان جز که به در گاه خویش روی به سیگار هما اورم ورنه شد غدقن کشت ان روی خماری به کجا اورم
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 22:1 توسط مارشال
|
|
||
|
|
|
|
|
كلمه ها , احسا سها و انديشه ها كلمه ها بر احساسها و انديشه ها تاثير مي گذارند
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 16:8 توسط مارشال
|
|
||
|
|
|
|
|
توجه ویرایش جدید از بعضی جملات در خواب بدیدم ۷ دختر لاغر ، ۷ پسر چاق را خوردند ! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 1:37 توسط مارشال
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام خوبین خوشین سلامتین ؟ طبق قولی که نعیمه جان داده بود من اومدم ولی یکم دیر شد . اول عید رو پیشاپیش تبریک میگم و امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و خوشبختی و سلامتی پیش رو داشته باشید . آپ جدید رو بخونین و در ایام عید سعی کنین کمتر با هواپیما سفر کنید
پيام خوش آمد گويي در پروازهاي ايران با درود به روان پاك بنيانگذار انقلاب اسلامي و مقام معظم رهبري و رئيس جمهور شب تاب، ورود شما را به هواپيماي جمهوري اسلامي ايران خوشامد ميگويم و برايتان سفر خوشي را آرزو ميكنم. اگر در هواي داخل كابين اختلالي پيش آمد، سربند مخصوصي از بالاي سرتان به پايين مي افتد كه رويش نوشته: جانم فداي رهبر. فورا آنرا برداشته و بسيجي وار آنرا دور سر خود ببنديد و يا حسين گويان از دربهاي اضطراري يعني دو درب در جلو ، دو درب درعقب و يك درب در وسط هواپيما به بيرون پرت شويد. توجه داشته باشيد كه در همه حال حجاب اسلامي را رعايت كنيد حتي در موقع پرت شدن از هواپيما. براي مواقع اضطراري يك بسته كفن در زير صندلي شما قرارداده شده كه آنرا بيرون آورده و بعد از گفتن شهادتين و دعا براي سلامتي رهبر بپوشيد . از كليه مسافرين محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسايل الكترونيكي مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتكه و ماشين حساب اكيدا خودداري كنيد. برايتان سفر آخرت دلپذيري را آرزو ميكنم . ناراحت نباشيد اين شتري است كه درب خانه همه ميخوابد. يكي زودتر يكي ديرتر. خوشا به سعادت شما كه سوار هواپيماي ما شديد تا شهيد شويد. اگر دستمال كاغذي براي پاك كردن اشكهايتان لازم داشتيد ما نداريم بايد همراه خودتان مي آورديد. در طول پرواز، همكارانم از شما پذيرايي خواهند كرد ولي قبل از آن مراسم سينه زني و نوحه خواني داريم. تسبيح براي ذكر استغفار در رنگهاي مختلف موجود است كه تقديم خواهد شد
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 12:25 توسط مارشال
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام عرض میکنم به همه ی دوستای اینترنتی خوبم . اومدم بگم به علت وفور امتحانات میان ترم و درگیر کردنمون توسط اساتید دیگه خیلی کم فرصت می کنم بیام تو نت . ولی در اولین فرصت با دوست جدیدمون به نام مارشال آپ می کنیم و به ادامه ی کار می پردازیم . پس منتظر خبرمون باشید . بای تا های |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 18:8 توسط نعیمه
|
|
||
|
|
|
|
|
به پایان امدیم دفتر حکایت همچنان باقیست...
سلام دوستان گلم .همیشه خداحافظی خیلی سخت بوده ومن ملزم شدم خیلی غمگینم که دارم اخرین پستمو مینویسم و بعد از این مدت همه چیزو باید کنار بذارم نمیدونم شاید برگردم معلوم نیست . و یه تشکر باید از همتون بکنم که توی این مدت به وبلاگ خودتون سر میزدید ونظر می دادید . به هرحال اگه چیزیم گفتم به دل نگیرید شوخی بوده البته عزیزان این وبلاگ قرار نیست تعطیل بشه ,من میریم ولی نعیمه جان هست و مدیرتشم بهش میسپارم . این پستم میخواستم به دفاع از حقوق پسرا بنویسم که حرفایی داشتم ولی دیدم خوب نیست که تو اخرین پست کسی ازم کینه ای به دل بگیره . اقا پسرای گل ناراحت نشند که چیزی نگفتم به هرحال همه چیزو به خاطر هدفم کنار میذارم. مطمئنا دلم واسه تک تکتون تنگ میشه.دوستتون دارم خداحافظ جیگیلیای من. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم آبان 1389ساعت 12:16 توسط امیرحسین
|
|
||
|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام مهر 1389ساعت 22:4 توسط نعیمه
|
|
||||
|
|
|
|
|
سلام امیدوارم خوبه خوب باشید میبینم که نعیمه جان گل کاشته و استقبال چشمگیری از کل کل شده اگه یادتون باشه اساس کار من اینطور بود که یک پست برای دختر خانوما و یک پست برای اقا پسرا. خواستم این پست واسه دخملای گل بنویسم که البته حرفای زیادی داشتم ولی موضه گیری دخملا مانع این کار شد . و دیدیم چه توطئه ای بزرگ علیه ما پسرا صورت گرفته و چون من پایه همه چیزی هستم پس بسم ا... عزیزان این شعر خودم گفتم و اعتقاد زیادی بهش دارم(البته بعضی از وزن ابیات با هم فرق داره که میبخشید دیگه!!) وحرف تمومه گل پسراس. دختران با دقت بخونند اگر خواهی روزی زن بگیری / یادت باشد اذن ز من گیری بیا پیشم بگو همدم خواهم / چنان سیلی زنم کز دیوار گیری چند گویم زین حقیر دوپا / که بر فرار ز او, پای دیگر قرض گیری حقیری که زیبایی ارایش داند / دیگر خودکلاهت را قاضی بگیری ارایش را ناقصی چهره اش دانی / نباید زشتی چهره اش را فرض گیری نیاید او را بی ارایش بینی / که گر دیدی شرک تمثیل بگیری دیگر پولی در جیب نماند / تو را باید خط چشم ,ریمل, همچین بگیری وزان پس زندگی را تنگنا بینی / که در هر میلادش باید زر گیری حقیری که عقل به چشم داند / با اوردن اسمش نباید لرز گیری توانی دوری کن ز این موجود / که گر خود رها دیدی ادای نذر گیری دانم دیگر بهر زین موجود بینی / که زن را به طرز طنز گیری که بنده این کارو کردم سود بردم / نیندیشم ز زن بهری دیگر گیری ای مرد,نباش ترسان ز این ترشان/تو را ان هنگام توانی لیته گیری جوانی را نکو دار ای برادر/ تو را گویم نشانت, فرازها گیری وگر پی وصلی نیازت دانم مردک / چرا خواهی بدین فکر زن بگیری؟ که این زن تو را ویران سازد / اگر خواهی ز این افکار اندرز گیری بیا مردک از این فکر پر بگیری / ره کاشانه ی دیگر بگیری امیرحسین سخن کوته کردست / امید است ز این ابیات پند گیری و ((گر این موجود سر کل کل برخاست / تو را موظف او را رزم گیری)) گل پسر اروم بخند دختر خانوما... منتظرتون هستم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 16:39 توسط امیرحسین
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی پسری علیه دختران حرفی زد بدونید ... ... از همه بيشتر دنبال دختراست و براشون له له ميزنه !!! از اينکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ريشای عجيب غريب نمی تونه قيافه ی مثل اژدهاشو ، يکم شبيه آدما بکنه به دخترای ايرونی که با آرايش زيباتر می شن حسودی می کنه ! حالا با این وضعیت سوال پیش میاد که ... چرا خدا مردها رو آفرید ؟ 1. هدف خاصی نبوده . 2. گِل اضافه مونده بوده . 3. نسخه ی آزمایشی بوده . 4. اصلا کار خدا نبوده . چرا خدا مردها را از روی زمین بر نمی داره ؟ 1. از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارن . 2. مگه ما روی زمین مرد هم داریم ؟ 3. وجود اینگونه از درندگان برای موازنه ی جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسه . 4. حالا چه عجله ایه ؟ اگه خدا مردها رو نمی آفرید ، چی می آفرید ؟ 1. چیز خاصی نمی آفرید . 2. پیراشکی . 3. خروس دریایی . 4. فضای خالی . اگر جمعیت مردها منقرض بشه چی می شه ؟ 1. مگه قراره اتفاقی بیوفته ؟ 2. خارشتر کویر لوت که آفت نداره ! 3. یه نیش مار کمتر ! 4. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر . چه وقت مردها عاشق می شن ؟ 1. هیچ وقت مردها عاشق نمیشن ! 2. هر وقت مامانشون بگه . 3. چون یهویی میشن خودشونم نمی دونن که کی میشن ؟ ! 4. یک روز از همین روزا ! مردها چه وقت عشق قبلی خودشون رو فراموش می کنن ؟ 1. همون وقتی که عشق جدید خودشون رو کشف کنن . 2. جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه . ( قانون 4 نیوتن ) 3. بستگی تام و تمام به میزان تستوسترون داره . 4. رابطه ی مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم داره . مردها در مقوله ی ایجاد یک رابطه ی عشقی جدید در حکم چه چیزی هستن ؟ 1. فنر با ثابت بالا . 2. پارچه ی استریچ . 3. یک نوع ماده ی الاستیک با ساختار ناشناخته . 4. کش تیر و کمان . مردها معمولا هر چند مدت یک بار عاشق می شن ؟ 1. هر شب . 2. هر وقت که خدا بخواد . 3. هر وقت تستوسترون بگه . 4. سیکل خاصی ندارن . وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن ؟ 1. چیزی نمی گن چون وقت عمله . 2. وقت نمی کنن چیزی بگن . 3. اولش چیزی برای گفتن ندارن ، ولی همین که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه ! 4. در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی میگن . مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن ؟ 1. با دست . 2. با تور . 3. با چنگول . 4. با زبون . معیار مردها برای انتخاب همسر چیه ؟ 1. هر که پیش آمد خوش آمد . 2. به روش جستجوی ترتیبی در لیست سیاه . 3. ده ، بیست ، سی ، چهل . 4. به قول مادر بزرگ پسر ، دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل بهترش میاد ، وامیستن بهترش بیاد .
چند بار گفتین واقعاً ، واقعاً ؟!! خیلی به مردها خندیدین ! دلتون خنک شد ؟!
پس نتيجه اينكه : خدا مردها رو آفريد كه گاهی خانمها را بخندونن و اغلب اوقات اونا رو حرص بدن !!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 12:4 توسط نعیمه
|
|
||
|
|
|
|
|
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام...
عزیزای گل خودم دلم واسه همتون تنگ شده بود اگر چه کسی یادی از ما نمیکرد ولی اشکالی نداره . به هرحال غیبت منم تموم شد . طبق قولم این پست واسه آقا پسراس ( جدی بگیرید زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسير چه اسيري که ز دنيا شده ام يکسره سير بود يک وقت مرا با رفقا گردش و سير زن مرا کرده ميان قفس خانه اسير ياد آن روز که آزاد ز غمها بودم زن و فرزند ببستند مرا با زنجير بودم آن روز من از طايفه ی دُرد کشان خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقير ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم زن مگير ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصير بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم چون در اين مسئله بود از خود مخلص تقصير من از آن روز که شوهر شده ام خ ر شده ام می دهد يونجه به من جای پنير البته سوء تفاهم نشه من زن ندارم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم مهر 1389ساعت 14:13 توسط امیرحسین
|
|
||
|
|
|
|
|
برگشتن سر درس و مخش هم جالبه ها !!!
از در كه وارد میشی ( البته اگه سالم تا دانشگاه رسیده باشی و كارت دانشجویی داشته باشی ) باید از یه حیاط نسبتا طولانی که همه ی پسرا رو صندلیا به ترتیب نشستن و انگار که فشن تی وی میبینن ، حالا باید زور خودتو نشون بدی و پشت در وایسی و اون رو فشار بدی . ( البته خوش شانسی هم بعضی مواقع كمك می كنه كه در باز باشه ) بعد باید یه لحظاتی منتظر ( البته از نوع واقعی ! ) بمونی تا ابتدا ( خانمها و سپس آقایون ) البته اگه دوست داشتی ، وارد بشن . مستقیم كه بری باید از 2 ردیف پله بری بالا ، به برد برنامه ی كلاسی می رسی . می گردی تا شاید شماره كلاس رو پیدا كنی . ( به موازات این شما حتما باید در مقابل فشارهایی كه از چند طرف بهت وارد میشه مقاومت نشون بدی اون هم از نوع شدیدش ) ( معمولا جلوی در دانشگاه محل گذاشتن قرار و مدار هاست ) با تفكر به یار و دیار به خوابگاه بر می گردید ( مشكلات راه هم برای خودتان بصورت شخصی تفكر می شود . ) در خوابگاه كمی به آینده و كار و زندگیتان و پاس نمودن دروس می اندیشید سپس به فكر خورد و خوراك و استراحت ( اگه حسش بود چند تا اس ام اس هم نثار دوستان و غیر دوستانتان می كنید . ) كمی به ایده آل هایتان می اندیشید و تفاوت خود فعلی را با آن مقایسه كرده ، اندكی افسرده می شوید ، هفته ی اولم که کلاسا تق و لقه معمولا از بیکاری هی می شینیم دور هم و صحبت می کنیم ( البته صحبتا بیشتر حواشی هم کلاسیا و هم دانشکده ای ها می چرخه ) بعدش هم یکی یه شعری (منظور نوع خاصی از شعره ! ) حالا که شب از نیمه شب گذشته از بی خوابی و سر و صدا به همه ناسزا می گید و فردا صبحم مجبوری کلاس ساعت 8 رو به خاطر خوابالودگی دو در کنی البته گاهی اوقات شاید هم به ندرت مطالعه ای صورت گیرد . ( زندگی شما چه تفاوتی با زندگی دانشجویی داره ؟ ) منتظر جواباتون هستم . . .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 9:58 توسط نعیمه
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام عزيزان ميبخشيد يه مقدار دير امديم طبق قولي که داده بودم اين پست براي دختر خانوماست البته اقاپسرا هم بخونند
دختر خانومايي که ارايش يا ارايش غليظ ميکنند ۲دسته اند: ۱- از اعتماد به نفس کمي برخوردارند۲ـ به دنبال توجه زيادي هستند عزيزان همه به دنبال توجه هستند و ميخوان بهشون توجه بشه و اين طبيعيه. به قول دکتر انوشه عده اي راه رو عوضي ميرن که با اون افراد کاري ندارم و درامدشون از همون راهه. ولي عده اي عوضي راه ميرن . تو اين خيابونا بيشتر وقتا دختر خانوما رو توي قيافه هاي عجيبي ميبيني ميکاپ صورت, طرز موهاي عجيب, لباساي ت ن گ... و حتي عده اي از دختر خانوما طرز قيافه از اين ساده تر دارن که هيچ قصدي از اين طرز قيافه ندارن و فقط فقط دنبال زيبايي و يه مقدار توجه از طرف جنس مذکرن.و وقتي جنس مذکر بهشون توجه ميکنه زل ميزنه, شماره ميده, با ماشين جلوي پاشون نگه ميداره بهشون ميگه فلان خيابون کجاس وبعد قيمت ميپرسه شايد با خودش فکر نکنه که چرا اين اتفاقات براي من پيش مياد چرا براي کسي ديگه نيست. و يا وقتي دوس پسرش و يا هر پسر ديگه اي بهش ابراز علاقه شديد کنه با خودش فکر کنه که حتما منو دوست داره و از اين همه توجه احساس شادي بهش دست بده ولي کاملا و کاملا غافل از همه اين توجهات که ندونه اون جنس مذکر اونو واسه چي ميخواد و اون جنس مذکر وقتي استفاده خودش کرد ديگه هيچ نشونه و ردی ازش پيدا نميشه اون وقت اون دختر ميمونه با اينده ي...
خيلي از دختران اين مسائل نميدونن و وقتي متوجه ميشن که ديگه دير شده. دختران گل شايد زماني که مدل مو هاي جالب يا فشن داشته باشيد و يا لباساي چسب و... بپوشيد مدتي مورد توجه قرار بگيريد و از همه طرف به شما توجه و توی ديد قرار بگيريد ولي ميخوام بدونيد جنس مذکر در اون زمان فقط با يه ديد به شما نگاه ميکنه اميدوارم خودتون از اين نگاها دور کنيد(البته عزیزان در مورد همه صحبت نمیکنم).اقا پسراي عزيزم پست بعدي واسه شماست عزیزان من یه مدتی نمی تونم تو نت بیام اومدم حتما پیشتون میام. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 19:22 توسط امیرحسین
|
|
||
|
|
|
|
|
اول از همه سلام ، امیدوارم تو این پست به هیچ کدوم از دوستای گلمون بر نخوره چون میخوام فقط چند تا حقیقت رو بگم ، البته نظرات متفاوته !!!
© یه خصوصیت بزرگ که دخترا دارن و خیلی خیلی بهش حساسن ، داشتن حس مالکیته . اگه آقا پسرای محترم از این شاخه به اون شاخه نپرن و هر روز به یه دختر آویزون نباشن دخترا بیشتر تحویلشون میگیرن چون خانوما بسیار حساسن و دوست دارن طرفشون مال خودشون باشه نه متعلق به همه . پس اگه میخواین نه خودتون لطمه بخورین و نه دخترای گل در آن واحد با چند نفر نباشین شاید یه مدتی دور و برتون شلوغ باشه و کلی کیف کنین که مورد توجهین ولی بعد یه چند وقت میبینین با همه هستین و با هیچکی نیستین و کسی دیگه تحویلتون نمیگیره . © دخترا دوست دارن طرفشون مرد باشه و پشتشون مثل کوه محکم باشه تا بتونن روش حساب کنن در واقع پسرای باعرضه بیشتر مورد تأیید و توجه دخترا واقع میشند ، نه از این پسرای سوسول امروزی که یکی باید مراقب خودشون باشه و در ضمن همش به فکر خودشونن ! © این پسرایی که برای خودشون فشن میزنن و مدل موهای توهّمی یا ابرو برمیدارن و هزار کار که مربوط به دختراست ، بدونن که کمتر دختر باشخصیت و باکلاس و فهمیده ای بهشون توجه میکنه و اگرم کسی بهشون توجه کنه از رده ی خودشونه !!!! معمولا دخترا ، پسرای متشخص رو خیلی بیشتر ترجیح میدن وجذبشون میشن . © اصولا پسرا خیلی خیلی مغرورن و کمتر احساسشون رو به زبون میارن و به قول خودشون محبتشون قلبیه !!! ولی دختر خانوما این جوری دوست ندارن و می خوان که اگه احساسی بهشون هست حتما به زبون آورده بشه و در ضمن رو این مسئله تأکید هم بشه ! © دقت کردین که بیشتر دخترای دبیرستانی جذب پسرای دانشجو میشن ؟ چون تحصیلات خوب و حتی عالی هم برای دخترا مهمه و برای کلاس گذاشتن پیش بقیه ، نوعی افتخار براشون محسوب میشه . © خوش تیپ بودن و قیافه هم یکی از اصول کاره دیگه و همه در جریانش هستن . © و در آخر بگم که اگه یکم تو جامعه دقت کنین میبینین همیشه این پسراین که باعث عذاب دخترا میشن و بیشتر پسرا بی وفا میشن چون می خوان به همه ی دخترا پاسخ مثبت بدن ، پس یه توصیه به دوستای دختر خودم که خیلی به یه پسر بها ندین و ارزش هاتون رو زیر سوأل نبرین چون پسرا همشون مثل همن و اگه یک در میلیون یک پسر با وفا پیدا بشه حتما از مریخ اومده و پسرا با این بی وفایی مورد تأیید قرار نمی گیرند !!!!!! ( شایدم این مطالب به ذائقه ی بعضی ها خوش نیاد و حقیقت براشون تلخ باشه ) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 22:0 توسط نعیمه
|
|
||
|
|
|
|
|
عزیزان راه های مختلفی برای جذب دخترا وجود داره که من میخوام ۲ موردش بگم:
۱- دخترا اصولا جذب پسرای با غیرت میشوند. غیرت با اقا بالا سر فرق میکنه. غیرت تو همه ی پسرا وجود داره و باید برای جذب دخترا این حس به کار بگیرید. اکثر دخترا علاقه دارن که پسر مورد نظرشون بهش بگه این کارو بکن خوبه یا این کارو نکن خوب نیست یا اینجا برو ویا اینجا نرو و... (البته اکثرا نه همه). شما پسرا باید از این حس کمک بگیرید یا حداقل اگر به طرف هیچ حسی ندارید اینو نشون بدید البته پسرای عزیز باید طرف مقابل بشناسید باید بدونید که اگر غیرت بهش نشون دادید.نره جلوی دوستاش بگه این پسره ساده و... بود و موجب سو استفاده نشید.
۲-از چهره دختر مورد علاقه تون تعریف کنید تعریف شما باعث میشه دختر کم کم اعتماد به نفس بگیره و بیشتر مواقع با احساس این حرف بگید طوری که به چشاش خیره شدید البته به هیچ عنوان نگید تو خوشگلی صورتت جذابه و...چون دختر فکر میکنه شما دارید خ ر میکنید و کاملا نتیجه عکس میگیرید همیشه از قسمتی از چهرش تعریف کنید مثلا اگر چشم های خوشگلی داره مرتبا از چشاش تعریف کنید یا اگر لب های خوشگلی داره از لباش تعریف کنید و...(و اگر زیبابی تو چهرش ندید یه خالی ببندید که دیگه خودتون ماهرید پسرای گلم من کمک کردم و بقیش به عهده خودتون میذارم. دخترای عزیز ایشالاه پست بعدی واسه شماست. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 15:57 توسط امیرحسین
|
|
||
|
|
|
|
|
یه روز دختر و پسری ماشینشون با هم تصادف بدی می کنه ، بطوری که ماشین هردوشون به شدت آسیب میبینه ، ولی هردوشون به طور معجزه آسایی جون سالم بدر می برند وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون اومدند ، دختر رو به طرف مقابل کرد و گفت : آه چه جالب شما پسر هستین ! ببینید چه به روز ماشینهامون اومده ؟! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم ! این باید یک نشونه از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و دوستی جدیدی رو آغاز کنیم ! پسر هم با هیجان پاسخ داد : بله کاملا با شما موافقم ، این باید نشونه ای از طرف خدا باشه . بعد اون دختر ادامه داد و گفت : وای خدای من ! اینجا رو ببین یک معجزه دیگه ! ماشین من کاملا داغون شده ولی این شیشه ی مشروب سالم مونده ! مطمئنا خدا خواسته که این شیشه ی مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن رو جشن بگیریم دختر مشروب رو به پسر داد و پسر سرش رو به علامت تصدیق تکان داد ، در بطری رو باز کرد و نصف شیشه رو با ولع سر کشید ! بعد بطری رو برگردوند به دختر که او هم بنوشه اما دختر در بطری رو بست و شیشه رو با خونسردی برگردوند به پسر . پسر با تعجب گفت : شما نمی نوشید ؟
درسته پسرا یه سری خصوصیات مثبت دارن ( به قول امیرحسین ) اعتماد به نفس کاذب ، ولی دخترا هم بسیار زرنگ و سیاست مدارن اگه احساسی نشن مطمئنا بهتر میتونن امور رو از پیش ببرن و سیاست مدارای خوبی از کار در میان . البته این وسط استثنا هم هست !!! ولی یه توصیه که هیچ وقت دختر جماعت رو سر کار نذارین ، اذیت نکنین و دست کم نگیرین وگرنه بد میبینین |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 21:35 توسط نعیمه
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همـــــــــــــــــــــــــــــه ي دوستان گلــــــــــــــــــــــــــــــم.ببخشيد دير اپ ميکنم نميخواستم توي اين شباي عزيز مطلبي داشته باشم به هر حال همتــــــــــــــــــــــــــون دعا کردم و ميدونم شما هم از ياد ما غافل نشديد چند وقت پيش يکي از اشناها ميگفت تو دانشگاه ما پسرا هر چه قدر بدريخت و جوات(شلوار لي باکفش مردانه پاچه هاي شلوار لا خورده و موهاي سرم صحبت نميکنم) نباشن ولي بازم هميشه ۳ دختر همراهشون هست ولي خدا نکنه که دختر خانومي قيافه ساده اي داشته باشه ديگه اون وقته که اقا پسراي دانشگاه حتي نگاشم نکنن.دقت کرديد وقتي تو خيابون به دختري زل ميزني تو معذوريت قرار ميگيره عذاب ميکشه فکر ميکنه حتما لباسش کثيف شده يا اتو نداره(کمي اعتماد به نفس)... ولي وقتي دختر خانومي به يه اقا پسري نگاه ميکنه ديگه اون پسر فکر ميکنه داداش کوچيکه برادپيته(يکي اينو بياره بيرون) . فکر مي کنيد اين اعتماد به نفس کي داده؟ يادم مياد وقتي ۲ تا دختر با هزارتا اصرار و اجازه از پدر ميومدن پارک هواخوري پاشون تو پارک نذاشتن ۵۰تاچشم هيز همراهشون۱۰۰پا پياده دنبالشون و۲۰۰متلک به سمتشون(عجب چيزيه)! که حتي اون دختراي ساده روحشونم از اين مسائل خبر نداشت.يا وقتي زنگ اخر دبيرستان دخترانه ميخورد جلوي در مدرسه دخترانه جمعيت دخترا و پسرا يک اندازه ميشد .و حتي يکي از دوستانم ديده بود که ۲ تا دوست خيلي صميمي براي رسيدن به يه دختر بينشون دعواي شديدي شده بود. پس چرا ديگه اقا پسرا براي رسيدن به دختر خانوما خودشون اذيت نمي کنند؟ حالا اعتماد به نفس پسران ۱۰۰در ۱۰۰رسيده يا به قول پسرا زمان پادشاهي ماست. اين اعتماد به نفس کسي نداده جز خود دختر خانوما گل. ميدونيد چرا پسرا روز به روز از دختران زده تر مي شند ؟ به دليل توجه توجه توجه زياد دختر خانوما! ذات پسرا طوريه که کافي ببينند دختر خانومي بهشون توجه زيادي ميکنه کم کم از دختر زده ميشند وهر چه قدر اين توجه بيشتر بشه پسر از دختر دورتر ميشه. پس توجه نکنيد هر چه قدر کمتر توجه کنيد و محل بديد جذابيت شما بيشتر ميشه. بعضي از دختر خانوما اين اشتباه ميکنند و فکر ميکنن براي رسيد به طرفشون بايد بيشتر توجه کنند تا پسر هم بهشون توجه کنه اينو بدونيد (هر اندازه کمتر توجه کنيد بيشتر مورد توجه قرار ميگيريد.) بي محلي اساس کار دختر خانوماست. اميدوارم کمکي کرده باشم.اگه خواستيد بيشتر توضيح بدم تو قسمت نظرات بگيد از اقا پسراي گل خودم عذر خواهي ميکنم اميدوارم ازم ناراحت نشده باشيد(اعتماد به نفستون نگه داريد |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 8:0 توسط امیرحسین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه ی دوستانی که با نظرای قشنگشون به من ودوستم امید میدن امیدوارم هرجا که هستید پر امید باشید آخه بی امید زندگی زمستونه بی بهار میشه حالا از حرفا گذشته حتما شنیدی میگن سطح درک و فهم دخترها از پسرهای همسنشون خیلی بیشتره... بله همین دخترای اطرافتون رو میگم منم مثل همیشه قبول نکردم تا دیروز که داشتم مطلبی یکی از دوستام رو می خوندم وقتی به اخرش رسیدم با خودم گفتم ایول من تا چند ساله دیگه هم به همچین درک وفهمی از زندگی نمیرسم و با توجه به اینکه از من چندسال کوچکتره حدود 5یا 6 سال فاصله داریم و واقعا این قضیه برام ثابت شد که دخترارو نمیشه دسته کم گرفت به امید ایرانی سبز
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 11:44 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
من به مرگ علاقه ام بیشتر از طفل شیرخوار به پستان مادرش است امام علی (ع) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 2:25 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
![]() ![]() ۲۴ ساعت از زندگی یک دختر : ۵ صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب….. ![]() ۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره . ![]() ۷ صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره! ![]() ۸ صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم ۱۸ کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و… ![]() ۹ صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش) ![]() ۱۰ صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد . ![]() ۱۱ صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره . ![]() ۱۲ ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه – صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … ) ![]() ۱ ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از ۱/۵ ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده . ۲ ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست! ![]() ۳ ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه! ![]() ۴ عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه. ![]() ۵ عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش. ![]() ۶ عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه. ![]() ![]() ۷ عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش. ![]() ۸ غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره. ![]() ۹ شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی) ![]() ۱۰ شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!؟!؟!؟!؟! ![]() ۲ شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل. ![]() ۵ صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد! ![]()
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 22:35 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم از رسم خیس کردن دختران تو اکراین :
برای دیدن بقیه عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید(فوق العادس از دست ندید) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 2:13 توسط امیرحسین
|
|
||
|
|
|
|
|
سن 14 سالگي: تا پارسال هر کي بهشون مي گفت: چطوري ؟ مي گفتن: خوبم مرسي ! حالا ميگن: مرسي خوبم ! سن 15 سالگي: هر کي بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام ! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاري و رنگ آميزي و ...!) سن 16 سالگي: يعني يه عاشق واقعين ! ... فردا صبح هم مي خوان خودکشي کنن ! ... شوخي هم ندارن ! سن 17 سالگي: نشستن و اشک مي ريزن ! ... بهشون بي وفايي شده ! ... (کوران حوادث !) سن 18 سالگي: ديگه اصلا عشق بي عشق ! ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن ! سن 19 سالگي: از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ! ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست ! سن 20 سالگي: نه ، نه ! ... اون منو نمي خواست ! ... آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ! مي دونم ! سن 21 سالگي: فقط 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ! فقط ! سن 22 سالگي: خوش تيپ باشه ! پولدار باشه ! تحصيلکرده باشه ! قد بلند باشه ! خوش لباس باشه ! ... (آخ که چي نباشه !) سن 23 سالگي: همه ء خواستگارا رو رد مي کنن ! سن 24 سالگي: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه ! ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه ! سن 25 سالگي: آه! پس چرا ديگه هيچکي نمياد ؟! ... هر کي مي خواد باشه ، باشه ! سن 26 سالگي: يه نفر مياد ! ... همين خوبه ! ... بــــــــــله ! سن 27 سالگي: آخيـــــــــــش ! سن 28 سالگي: کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي !!! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 1:27 توسط امیرحسین
|
|
||
|
|
|
|
|
سن 14 سالگي: تازه توي اين سن ، هرو از بر تشخيص ميدن ! (اول بدبختي !) سن 15 سالگي: ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد ! سن 16 سالگي: توي اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو مي زنن ! ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ! ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن ! سن 17 سالگي: يه کمي مثلا آدم ميشن ! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند مي خونن ! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول مي خوندن !) سن 18 سالگي: هر کي رو مي بينن ، تا پس فردا عاشقش ميشن ! ... آخ آخ ! آهنگهاي داريوش مثل چسب دوقلو بهشون مي چسبه ! سن 19 سالگي: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ! ... تيز ميشن ، ابي گوش ميدن ! سن 20 سالگي: از همه شون رو دست مي خورن ! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده ! سن 21 سالگي: زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ! (مثلا عاقل ميشن !) سن 22 سالگي: نه ! مي فهمن که زندگي همش عشــــقه ! ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن ! سن 23 سالگي: يکي رو پيدا مي کنن ! اما مرموز ميشن ! (ديدشون عوض ميشه !) سن 24 سالگي: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته ! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت ! سن 25 سالگي: عشق سيخي چند ؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه ! حالا خوشگل هم باشه بد نيست ! سن 26 سالگي: اين يکي ديگه همونيه که همه ء عمر مي خواستم ! ... افتخار ميدين غلامتون بشم ؟! سن 27 سالگي: آخيـــــــــــش ! سن 28 سالگي: کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم !!! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 1:26 توسط امیرحسین
|
|
||
|
|
|
|
|
سال ۱۳۶۰ : مرد : دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نميشم…. !!! زن : آقا حالا يه غلطي کرد شما ببخشيد !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده…!!! مرد: بلند خنديده ؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. !!! نخير نمي شه بايد بکشمش… !!! – بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو ميبخشه… سال ۱۳۷۰: زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها ! شکر خورد. !!! ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده… مرد (با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدون درد مي کشمت… !!! – بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو ميبخشه … سال ۱۳۸۰ : زن: آقا، تورو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ… مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بيگيرم . يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کني… – بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو ميبخشه … سال۱۳۹۰ : زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا). مرد: من… اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون قد اون شلوارتو بيشتر کن که تا زانوتو بپوشونه. اي واي بدتر شد!... سال ۱۴۱۰ : بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو ميبخشه !!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 18:38 توسط امیرحسین
|
|
||